از دیروز با نمایش "هفت پرده"، به نویسندگی اکبر رادی و به میکائیل شهرستانی به روی صحنه بازگشتم ....   اسماعیل بختیاری، عباس توفیقی، مهدی صباغی، عباس شادروان، شمسی صادقی، فرزین محدث، بهناز بستان دوست، احسان کرمی، بهرام سروری نژاد، شیرین فرخنده نژاد، علی کشوری، صنم نکواقبال، ندا نوری، محمد طیب طاهر، مریم محمود زاده، آوا عاقل، سمیرا ایلکا، سینا کیهانیان، مریم اصفهانی و میکائیل شهرستانی ...

 

:  تئاترشهر - سالن چهارسو
:  ۲۱ مهر ۱۳۹۳ - ۲۸ آبان ۱۳۹۳
:  ۱۹:۰۰
 
دعوتید به دیدن این نمایشنامه که برگرفته از هفت نمایشنامه ی زنده یاد" اکبر رادی " درام نویس بزرگ کشورمان است ... 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 15:43 توسط کورش سلیمانی |

 

عید ولایت مولای متقیان و امیرمومنان بر همگی مبارک ...

 

 


 

 

ای دل اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق

بدرقه ی رهت شود همت شحنه ی نجف 

روز حافظ عزیز هم که دیروز بود:) ، بر شما مبارک ...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 10:14 توسط کورش سلیمانی |

 

 

برای کوبانی ستم دیده :


 

یکم : " آهای سران حاضر در ائتلاف برای نابودی داعش !!! بین جلسه ها اگر شد به کوبانی هم سری بزنید، آنجا هم شاید نفت داشته باشد!"

آيا این بود ثمره ی ائتلاف تان برای نابودی داعش ؟! اینطوری دفاع کنید که تا ماه دیگر آنها مدیترانه را هم رد می کنند و احیانا سراغ اروپا هم خواهند آمد ( گرچه آن موقع بعید می دانم این چنین در خواب باشید) ... آوارگی و نسل کشی و تجاوز به مردمان کرد کوبانی را در رسانه های رنگارنگ و گسترده ی شما مگر نشان نمی دهند ... ببینید ... چشمان تان هنوز نباید آن قدر کور شده باشد ...

و شما آقایان سازمان ملل که تنها محکوم می کنید و دیگر هیچ ... راستی خبر دارید که کوبانی هم شهری ست از شهرهای دنیا که شما برای دفاع از آنها در نیویورک زندگی می گذرانید و در آرامش نشسته اید ... از دیدن تصاویر دردمند، خسته، شکسته ولی سربلند و مغرور دختران مبارز شرم نمی کنید ... خبر قتل و اعدام های شنیع آنها به خاطر مقاومت شان در برابر تجاوز را نشنیده اید هنوز ... تاکنون دویست هزار آواره شده اند و هزاران نفر قتل عام به خاطر چه!؟ به خاطر دفاع از ناموس و شرف و خانه شان ... آیا بی گناهی و شرافت چنین پادافره ای در قاموس شما دارد که ساکت مانده اید و دم برنمی آورید ... بیدار شوید حتی اگر خود را به خواب زده اید ... تو را به باقیمانده ی وجدان تان، شما که می توانید و مجوزها و توانایی اش را دارید بیدار شوید و به کوبانی کمک کنید ... یا دست کم دیگر از حمایت شرم آورتان از داعش دست بردارید و کمتر دروغ بگویید ...


 

دوم : پیش از این رنج نامه ی ِ تراژیک ِ کوبانی، بزرگی و شکوه زنان کرد را من می شناختم ... غیرت و ازخود گذشتگی شان را، غرورشان را می شناختم ... اما این رخداد سهمگین و دردآگین کوبانی هرچه اگر سخت بود و زخم بود و تلخ، آبرویی دوباره و مکرر شد برای هویت زن و تعریف دوباره ای شد برای زن و زنانگی، فرقی هم نمی کند برای زن کرد یا فارس یا ترک یا عرب ... "زن بودن"؛ چنان که زن سرفراز و مغرور کوبانی آن را صرف کرد، یعنی به قله رفتن ... به قله رفتنی ازآن سان شکوهمند که کمتر در تاریخ نظیرش را می توان یافت ... آی زنان کوبانی! با همه زخم هایی که بر دست و جگر دارید، زلال ِ قله نوشتان باد ...

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 12:22 توسط کورش سلیمانی |

 

عید قربانی کردن کوتاهی های خود برای درک و دریافت درست تر رفعت ارتباط با "خدا" مبارک ...

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 10:45 توسط کورش سلیمانی |

 

سی و یک شهریور پنجاه و نه ... ما در حیاط کوچک خانه مان یک درخت کاج سبز، لاغر و بلند اما محکم داشتیم که در باغچه ای به وسعت یک موزاییک، مستقیم به آسمان رفته بود ... فردا مدرسه ها باز می شد و من می خواستم از آخرین ساعات تابستان در کوچه نهایت استفاده را ببرم ... اما شوربختانه آن سال اهالی خانه رفتن مرا به کوچه برنامه ریزی کرده بود و برای جلوگیری از خروج زیادی و یواشکی ام _ چون بندگان خدا راه دیگری برایشان نمانده بود _ گاهی مرا به این درخت می بستند ... عصر آن روز هم مرا به درخت بسته بودند ... چهار و پنج عصر بود که یکباره صدای مخوفی در آسمان کرمانشاه پیچید که در تمام هشت سال بعد هم همواره شنیده شد ... صدای غرش هواپیماهای جنگی و صدای بمباران نقاط مختلفی از شهر ... و من همچنان به درخت بسته مانده بودم، وحشت زده، گیج و مبهوت ... و اینچنین نخستین تصویر من از جنگ شکل گرفت ... چند روز بعد در بمباران دبستان رشید یاسمی در نزدیکی مدرسه ی ما بیست و چهار کودک کلاس دوم همزمان کشته شدند ... اتفاقی که می توانست برای مدرسه ی ما بیافتد ... من هم آن سال کلاس دوم رفته بودم ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 15:56 توسط کورش سلیمانی |

 

امشب "رادیو هفت " ویژه ی پاییز را از دست ندهید...

 

شبکه ی آموزش، امشب دوستان رادیو هفتی رکورد زده اند و برنامه ای پنج ساعته تدارک دیده اند، از ساعت هشت شب سی و یک شهریور تا یک بامداد فردا اول مهر ... 

من هم با متن خوانی پاییزی در این برنامه هستم ... دعوتید ...


 

تکرار برنامه :

خلاصه ای از برنامه پنجشنبه سوم مهر ساعت یازده شب به مدت دو ساعت پخش خواهد شد ...


 

از راه نشانی زیر هم می توانید متن خوانی من را ببینید :

http://www.aparat.com/v/HeUi5/%DA%A9%D9%84%D8%A8%D9%87_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2%DB%8C2_.%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2%DB%8C_1393%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88_%D9%87%D9%81%D8%AA

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 13:24 توسط کورش سلیمانی |

 

واليباليست هاي توانمند، بلندبالا، صبور، مودب، غيرتمند و باشعور تيم ملي ايران از شما ممنونم و به هم دياري با شما افتخار مي كنم ... در اين تورنمنت و براي من، از اينجا به بعد چندان مهم نيست باخت و بردتان، اميدوارم برنده باشيد البته هميشه، اما براي من مهم اين است كه شما با همه ي جواني، چه انسان هاي بزرگي بوديد ... به سرزميني مي بالم كه جواناني چون شما را وطن است ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 23:41 توسط کورش سلیمانی |

 

آدمیزاده بدون داشتن بسیاری چیزها می تواند زندگی کند؛ اما بدون "شرف" بهتر است بمیرد ...

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 19:43 توسط کورش سلیمانی |

 

زندگي يعني " حركت "؛ يعني همواره از " جايي كه هستي " به سمت " جايي كه مي خواهي باشي " در حال رفتن باشي ... تا باز كي شود "آنجا" هم نقطه ي آغاز ديگرت ... رفتن و بازنماندن ... رفتن و باز رفتن ...

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 23:0 توسط کورش سلیمانی |

 

اخیرا در تولید این داستان خوانی با "داستان همشهری" همکاری داشتم. هنوز به گمانم در دکه ها ی روزنامه فروشی یافت شود؛ ذعوت می کنم به شنیدن ... 

داستان همراه سه

CD

شماره‌ی شهریورماه داستان همشهری به همراه یک هدیه ویژه برای سفرهای ماه آخر تابستان همراه شما خواهد بود. “داستان همراه سه” لوح فشرده‌ی صوتی از مجموعه دوازده داستان کوتاه ترجمه است که پیش از این در مجله چاپ شده‌ و با صدای گویندگان حرفه‌ای خوانده و ضبط شده‌اند.

عنوان داستان‌ها، مترجمین و گویندگان آن‌ها از این قرارند:

 
همه تابستان در یک روز | ری بردبری/ ترجمه: سمیه ذاکرنیا | با صدای: مسعود فروتن
کتابخانه‌سیار شبانه | آدری ‌نیفنگر/ ترجمه: بهناز شیرمحمدی | با صدای: فاطمه معتمدآریا
سرازیر | جی. جی. بالارد/ ترجمه: امیرحسین ‌هاشمی | با صدای: منصور ضابطیان
پاسخ جدول شنبه‌ها | دیوید سدریس/ ترجمه: احسان لطفی | با صدای: علیرضا محمودی ایرانمهر
دستهای بوریس چرنفسکی | جین یولن/ ترجمه: رضا علیزاده | با صدای: حمید رضایی

انجمن مردان کامل | پیتر لاوسی/ ترجمه: مینا فرشیدنیک | با صدای: سینا رازانی
سرفه در کنسرت | هاینریش بل/ ترجمه: علی عبداللهی | با صدای: امیرعلی نبویان
هنر آشپزی و پذیرایی | مارگرت اتوود/ ترجمه: مژده دقیقی | با صدای: سمیه لطیفی
خواندنی‌های تابستان | برنارد مالامود/ ترجمه: امیرمهدی حقیقت | با صدای: حامد حبیبی
پسر ریزه | جان چیور/ ترجمه: فرزانه دوستی، محمد طلوعی | با صدای: کورش سلیمانی
پیرمرد سرپل | ارنست همینگوی/ ترجمه: نجف ‌دریابندری | با صدای: مهرداد اسکویی
پایان بازی | خولیو کورتاسار/ ترجمه: امید نیک‌فرجام | با صدای: الهام کردا


به نقل از :

http://blog.dastanmag.com/entries/6860/

+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت 9:56 توسط کورش سلیمانی |

 

فردا شب در برنامه ي راديويي كارنامه مهمان هستم ... دعوتيد به شنيدن و همراهي ؛


به نقل از روابط عمومی برنامه ي راديويي كارنامه :

ميهمان اين جمعه(7شهریور) آقای ((((کوروش سلیمانی))))...شماره پيامك (٣٠٠٠٠١٠٧٥)ساعت ٢١ از راديو نمايش...منتظر حضور دلگرم كننده شما عزيزان نيز هستيم...

مجری کارشناس: مسعود فروتن

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 12:23 توسط کورش سلیمانی |

 

حالا دیگر بسیاری از همراهان و دوستان "الماس" می دانند که ؛

برای من روز چهارم شهریور روز نیست. شب است.
در این روز من خواهر عزیزی را از دست دادم.
خواهری که بعد از گذشت چهارده سال از سفرش، حتی لحظه ای مرا فراموش نکرد و هنوز و هر روز به یاد من و یار و یاور من است ... و من این را ایمان دارم ...

خدای مهربان؛ همه ی رفتگان، خواهر من و نیز رفتگان عزیز شما را قرین آرامش گرداند ...

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 15:16 توسط کورش سلیمانی |

مطالب قدیمی‌تر