به یکدیگر تبریک بگوییم بابتِ نعمتِ"بهاررا بازدیدن"که این مقام کمی نیست؛

 

فرارسیدن بهار تازه، نوروز و سال نو مبارک ...

 

عکس از گلی ست که از کودکی دوست داشته ام، گلی که در بهار می روید.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:0 توسط کورش سلیمانی |

 

پخش سریال " آسمان من" به کارگردانی محمدرضا آهنج؛

از فروردین سال نود و چهار و از شبکه ی افق ...

روزهای فرد، ساعت شش و نیم غروب؛

در دو اپیزود این سریال بازی کرده ام، دعوت می کنم تماشا کنید ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:49 توسط کورش سلیمانی |

 

بنياد خيريه ياران بركت مهر برگزار ميكند ؛

نمایشنامه خوانی کمدی " ناگهان پیت حلبی "


محل اجرا: فرهنگسرای فردوس ( فلکه دوم صادقیه _ بلوار فردوس شرقی )
نویسنده : امیرعلی نبویان
کارگردان: کورش سلیمانی


شنبه / 2 اسفند / ساعت 19


بازیگران: مسیح کاظمی، وحید آقاپور، محمد طیب طاهر، علی عامل هاشمی، ارسطو خوش رزم و سینا کرمی
موسیقی : تومیک تاروردیانس

و همچنين امضا سي دي كجاست خانه باد با حضور الهام پاوه نژاد و امضا كتاب داستانهاي امير علي با حضور امير علي نبويان. ازساعت 17/30تا 19 فروش بليت :www.barekatmehr.ir.

 


برنامه های دیگر این خیریه جهت اطلاع علاقمندان :

بنياد خيريه ياران بركت مهر برگزار ميكند 

نمایشگاه آثار تجسمیِ اهدایی هنرمندان و بازارچه ی فروش محصولاتِ بانوان سرپرست خانواراز 28 بهمن تا 4 اسفند هر روز از ساعت 15 الی 20
در کنار آنها:
جمعه 1 اسفند از ساعت 17:30 تا 19امضا و فروش کتاب امیرعلی نبویان و سی دی "آفتاب می شود" اثر ارسلان کامکار با حضور هانا کامکار

شنبه 2 اسفند نمایشنامه خوانیِ کمدیِ" ناگهان پیت حلبی" به کارگردانیِ کورش سلیمانی از ساعت 19 تا 20 همچنین امضا سی دیِ "کجاست خانه باد "با حضور الهام پاوه نژاد از ساعت 17:30 تا 19 

یکشنبه 3 اسفند نمایش فیلم چند متر مکعب عشق از ساعت 19 تا 20 

دوشنبه 4 اسفند موسیقی و آواز سنتی به سرپرستي هادي منتظري آواز :حسين عليشاپور از ساعت 19 تا 20

+ نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:33 توسط کورش سلیمانی |

 

 

سال هاست که به واسطه ی بازیگری، با نگاه مهربان و لبخند همشهریان خوبی که اینجا و آنجا نگاهشان به من می افتد آشنا هستم و شکرگزار؛ اما امروز صبح وقتی در پیاده رو چهار بزرگوار که هیچ ارتباطی به یکدیگر نداشتند، پشت سر هم، حین گذشتن از کنارم به من سلام کردند، حس فانتزی شیرین و عجیبی شبیه به فضای فیلم های موزیکال دهه ی شصت میلادی به من دست داد ... جالب تر آنکه همان وقت که داشتم به این نکته فکر می کردم و می گذشتم، عزیز دیگری هم بعد از پیچ خیابان پیدا شد و با دیدنم سلام داد و باعث شد شگفتانه! ی امروزم تکمیل شود، باعث شد نگاه تعجب برانگیزی به پشت سرم بیاندازم و اور ا ببینم که داشت می رفت و با خودم زیر لب بگویم "شدند پنج نفر"... و باعث شد به نخستین عابری که رسیدم _ گرچه او دیگر سلام نکرد و لبخند هم نزد _ لبخند بزنم ...

: "به خاطر قدرتی که برای زیباتر کردن دنیای یک عابر دیگر داشتید تحسین تان می کنم؛ ممنونم همشهریان خوب و مهربانی که نمی دانم الان کجایید! " ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 8:49 توسط کورش سلیمانی |

 

سلام و درود بر دوستان عزیز الماس؛

روز و روزگارتان خوش باشد ... در پناه لطف خداوند مهربان به تندرستی و شادکامی ... 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت 14:16 توسط کورش سلیمانی |

 

«ناگهان پیت حلبی» با ۳۰۰۰ تماشاگر به کار خود پایان داد 


 

نمایش «ناگهان پیت حلبی» پس از پایان اجرای عمومی خود توانست بازدید ۳۰۰۰ نفر را در کارنامه‌اش ثبت کند. 

به گزارش سایت ایران تئا‌تر، در حالی‌که بازسازی این تالار تمام نشده است، اما با نظر مساعد کارگردان و همکاری باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران، با تبدیل سالن باشگاه به محل اجرای تئا‌تر، این نمایش توانست ۳۰۰۰ نفر را به گیشه رهسپار کند. 
 
استقبال قابل توجه باعث شد روزهای آخر هفته، این نمایش در دو نوبت اجرا شود. 
 
امید است با حمایت مسئولین مرتبط، تالار مولوی به عنوان مرکز تخصصی تئا‌تر دانشگاهی کشور در آینده نزدیک به بهره برداری برسد.

 

به گزارش سایت ایران تئا‌تر، این نمایش تولید گروه تئا‌تر بیستون به سرپرستی کورش سلیمانی، که اولین تئا‌تر حرفه‌ای اجرا شده در سالن نام برده محسوب می‌شد، کاری از گروه تئا‌تر بیستون بود که در طول اجراهای خود میزبان هنرمندان بزرگ سینما، تئا‌تر و تلویزیون شد. در این کمدی اجتماعی وحیدآقاپور ، مسیح کاظمی، محمد طیب طاهر، علی عامل هاشمی، ارسطو خوش رزم و سینا کرمی به ایفای نقش پرداختند. 
 
...
 
سایر عوامل این نمایش عبارتند از: ‌آریان رضائی (دستیار اول کارگردان، برنامه‌ریز و روابط عمومی)، امین اولیا (دستیار دوم کارگردان)، سینا ییلاق‌بیگی (طراح صحنه)، مزگان عیوضی (طراح لباس)، رضا حیدری (طراح نور)، سمیه فراهانی (طراحی و ساخت ماسک)، سینا افشار (طراحی پوس‌تر و بروشور)، تومیک تاروردیان (آهنگساز)، پریناز آل آقا (عکاس) و تبلیغات مجازی (گروه جارچی).
 
http://www.theater.ir/fa/news.php?id=44721 
 
http://www.theater.ir/fa/news.php?id=44752 

 

پیشنهاد فرهنگی روزنامه آرمان دوشنبه 29 دی ماه 93 :

ناگهان پیت‌حلبی 
 
آریامن احمدی 
 
شیخ مولانا که از هشت قرن پیش تا امروز، از ملال دیو و دد، با چراغ گرد شهر می‌گردد در آرزوی انسان، حالا در هیات امیرکبیر در نمایش کمدی «ناگهان پیت‌حلبی» ظاهر شده. امیرکبیر از سال 1230 خورشیدی، باغ فین کاشان، آمده به 1393، تالار مولوی تهران. امیر با نخستین چیزی که برخورد می‌کند، شهری است در هیات «پیت‌حلبی». امیر نیز همچون شیخ راه می‌افتد گردشهر، اما نه با چراغ که این‌بار با چراغ‌ قوه. امیر نه همچون شیخ مولانا که در آرزوی انسان است، که او، از پس دو قرن از قتلش، با این باور که دیگر در این «شهر» یافت می‌نشود، به‌دنبال «کار» است؛ چیزی که این روزها همچون «انسان»ِ مولانا یافت می‌نشود. راوی نمایش این‌گونه همه شخصیت‌های قصه‌اش را از دل تاریخ و اسطوره می‌کشاند به سال 1393. کاوه آهنگر، دکان آهنگری‌اش تخته شده. ابن‌سینا، تبلیغ «کمربند لاغری» می‌کند. رستم، که رخشش اسقاط شده، رفته خودرو‌سازی زده. سهراب بعد از دعوا با حکیم ابوالقاسم فردوسی، با ناصرخسرو دست به یکی می‌شود و به قاچاق نوشداروی چینی دست زده. باربد، سازش را فروخته و استودیو پاپ زده. حالا امیرکبیر باید در هیات همان شیخ مولانا با چراغ‌قوه، گرد شهری که روزگاری می‌خواست با درالفنونش آن را بسازد، بگردد از پی کار. این شمای کلی نمایش کمدی «ناگهان پیت‌حلبی» است نوشته امیرعلی نبویان و کارگردانی کوروش سلیمانی که با بازی‌های خوب وحید آقاپور، علی عامل‌هاشمی‌و دیگر بازیگرانش این‌روزها در تالار مولوی به روی صحنه رفته. قصه نمایش هرچند از کلیشه‌های همیشگی‌ نتوانسته فاصله بگیرد و سایه سنگین این کلیشه‌ها بر آن سنگینی می‌کند، اما در کلیت کار، نمایش خوبی را روی صحنه برده، تا بار دیگر «انسان ایرانی» را مقابل «خود» و «شهر»ش قرار دهد که حالا در هیات «پیت‌حلبی» بر او نمایان شده. امیر در همین شهر پیت‌حلبی‌مانند، وقتی از همه‌جا سرگشته می‌شود، از نیمکتی در 1993 در تهران ، نامه‌ای می‌نویسد به همسرش عزت‌الدوله در 1230 در عهد ناصری. اما وقتی که نوشتن نامه به سرانجام نمی‌رسد، امیر متوجه این نکته می‌شود که «جبر زمانه» و «جبر جغرافیایی» باربد را از موسیقی فاخر به موسیقی مبتذل کشانده، و ابن‌سینا را به «دکتر سینا»یی تغییر داده که به تبلیغات لاغری و زیبایی کشیده شده. امیر که دیگر از این «جبر» رهایی‌‌اش نیست، از دکتر سینا معجون طی‌العرض می‌خواهد تا بازگردد به 1230؛ چراکه آن‌طور که خودش از زبان حافظ می‌گوید: «ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش/ بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش»؛ امیر تصمیمش را می‌گیرد تا برگردد به کاشان، و همان دلاکی در گرمابه را پیش بگیرد و منتظر بماند تا چند ماه بعد او را در حمام فین کاشان با زدن رگ دستش به قتل برسانند. امیر از صحنه خارج می‌شود و راوی به روی صحنه می‌آید. چراغ‌ها روی تماشاچیان روشن می‌شود: بالا رفتیم ماست بود/ قصه ما راست بود/ پایین اومدیم دوغ بود/ قصه ما دروغ بود.

http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=803&pageno=16 


 

 

ناگهان خنده ای تلخ ،تلنگری!

به جای نقد

حسین کریمی راد/ نمایشخانه

ابتدا بگویم منتقد نیستم و ادعایی هم در این زمینه ندارم و این همان دلیلی است برجمله کوتاه (به جای نقد) به دعوت عزیزی میهمان نمایش" ناگهان پیت حلبی "به کارگردانی کوروش سلیمانی شدم و بعد از اجرا بود که تصمیم به نوشتن سیاهه  ای گرفتم.

نمایش، داستان حضور نماینده ای از بزرگان ایران زمین (امیرکبیر) را در دوران مختلف و دیدن یادآوری به این مرد را روایت می کند که چه اتفاقاتی بر سر امثال باربدها و سیناها آمده، اما به زبان کمدی و کمی نظم.

قصدم تعریف داستان نیست چرا که از اصل ماجرا ما را دور می کند. نمایش ناگهان پیت حلبی آگاهانه دست بر نقطه ای گزارده که بیشتر ما از آن غافل شدیم و تنها ادعای یادآوری آن را داریم و آن فراموش کردن تاریخ و افتادن در ورطه ناهنجاری ها و بی قیدی ها است.

نمایش کاری به سبک های تئاتری و نشانه شناسی دکور و امثال این تئوری ها ندارد چرا که اقتضای این متن نبوده، اما با زبان استعاریش بیشترین تلنگر را به مخاطبش وارد می کند. کوروش سلیمانی با هوشمندی تمام استعاره ی کلامی موجود در متن را به نحوی درست استفاده کرده و طبقه های مهم جامعه را با نام استعاری نمایندگان تاریخی اش به چالش کشانده تا خوابها را بیدار کند.

ساختار این نمایش کمدی است که اساسا شیوه و ساختار درستی برای اینگونه انتقادات نرم و ملایم است. در این نمایش تماشاگر کاملا سرگرم است و می خندد و در همان حال، احساس و ذهن وی نیز درگیر می شود و این درست همان کاری است که هر تئاتری باید دنبال آن باشد.

باید خاطرنشان کرد ساختار کمدی و شیوه اجرایی این اثر بر هم منطبق اند. در شیوه اجرایی چیزی که مشهودتر بود نگاه کارگردان به نمایشهای سنتی ایرانی و تلفیق آن با میزانسن های کلاسیک تئاتری و قاب بندی های متفاوت و استفاده از حداکثر فضاهای ممکن سالن برای ایجاد تنوع بود. که بر حسب تجربه این مهم هم به نحوی احسن انجام شده بود.

کوروش سلیمانی را شاید بیشتر در نقش اسیر عراقی در فیلم اتوبوس شب بشناسیم و یا امثال اینها. به همین دلیل سابقه بازی های خوب و روان سلیمانی، چیزی که به خوبی می درخشید هدایت بازیگران این نمایش بود. چرا که به عنوان یک تماشاچی ساده در وهله اول ابدا متوجه گذشت زمان نشدم و این یعنی ریتم خوب در بازی بازیگران. در این اجرا ما با یک سری تیپ هایی روبرو هستیم که به فراخور اجرا گاه گاهی گامی در شخصیت پردازی میزنند و بر می گردند، اما همین که بازیگران به واسطه تجربه خودشان و هدایت کارگردان تکلیفشان با نقشهایشان مشخص است، نکته حائز اهمیتی است ، چیزی که امروزه کمتر دیده می شود چرا که بازیگر وجود چند پاره ای را به اجرا می آورد. اما در این کار یک دستی بازی بازیگران کاملا مشهود بود.

در کل ناگهان پیت حلبی ورای همه نکته ها و کلمات گوشزد و اخطاری می کند که شاید بعد ها به آن برسیم که خیلی دیر باشد. خنده ای که در لحظه ابتدایی شکل گیری اش شیرین مینماید بعد از اجرا تلخ می شود و تلنگری می زند که اگر روزی امیر کبیر مادر وطن شویم چگونه به این قضایا می نگریم. 

 

گفتنی است نمایش ناگهان پیت حلبی نوشته امیر علی نوبیان  کارگردانی کوروش سلیمانی در دو سانس 17 و 19 در  سالن اصلی باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران (طبقه ی فوقانی تالار مولوی) به روی صحنه میرود.

http://www.nemayeshkhane.com/index.php/2013-04-25-15-58-44/103-2015-01-24-16-12-52 

عکس های سایت نمایشخانه:

http://www.nemayeshkhane.com/index.php/2014-10-20-07-29-05/104-2015-01-24-16-44-34 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 9:35 توسط کورش سلیمانی |

غربت و حیرت امیرکبیر در تهران امروز/

کوروش سلیمانی: در نمایش «ناگهان پیت حلبی»، نگاه‌مان به جامعه تلخ نیست 

 


 

نمایش «ناگهان پیت حلبی» به کارگردانی کوروش سلیمانی، روایت‌گر تغییر چهره تهران و فرهنگ ایرانی از دیدگاه امیرکبیر است؛ تغییری که به گفته این کارگردان، گاهی تا مرز ابتذال پیش رفته است.

کیمیا خطیب‌زاده: نمایش «ناگهان پیت حلبی» این روزها در طبقه فوقانی تالار مولوی روی صحنه است. نمایشی که اجرای خود را از 10 دی آغاز کرده و تا 6 بهمن ادامه دارد. نویسندگی متن این نمایش بر عهده امیرعلی نبویان بوده است؛ متنی با فضایی طنز و دیالوگ‌هایی آهنگین که با کارهایی که تا به حال دیدیم تفاوت‌های زیادی دارد.

امیرکبیر با لباس و جامه و لحن فاخرش وارد تهران امروز می‌شود و چیزی را که می‌بیند باور نمی‌کند. لیلی که مجنون را رها کرده و ابوعلی سینایی که دکان محصولات پزشکی برای خودش باز کرده است. فضای نماش «ناگهان پیت حلبی» در فضایی امروزی می‌گذرد، با این حال حتی مجرمان و جوانان جاهل هم در این فضا به شعر حرف می‌زنند. راوی، قصه‌های تو‌در‌تو را برای ما به هم وصل می‌کند و ما را با امیرکبیر در این سفر غریب همراه می‌کند.

مسیح کاظمی، وحید آقاپور, محمد‌طیب طاهر، علی عامل‌هاشمی، ارسطو خوش‌رزم و سینا کرمی در این نمایش کمدی-اجتماعی به ایفای نقش می‌پردازند.

به بهانه این نمایش، سایت ایران تئاتر به سراغ کورش سلیمانی رفته و با او که بعد از تجربه‌های بازیگری مختلف، به عرصه کارگردانی بازگشته، گفت‌و‌گویی انجام داده است که می‌خوانید.

در جامعه امروز تئاتر، گرایش به کار طنز کمتر شده و بیشتر نوعی از آن مانده که شاید طنز عامه پسند و یا سخیف نام بگیرد. چه شد که در چنین فضایی تصمیم گرفتید به سمت کار کمدی بروید و این متن را انتخاب کردید؟

امسال می‌خواستم بعد از مدتی تاخیر حتماً یک نمایش را به صحنه ببرم. سعی کردم متنی را انتخاب کنم که هم دغدغه‌های من را مطرح کند، هم تماشاگر را راضی کند. بدون جذابیت ارزشمندترین حرف‌ها هم از بین می‌روند. متاسفانه تلقی فعلی از کار کمدی کاری بی ارزش است که به دلایل متفاوتی ایجاد شده. یکی از این دلایل، کارهای سطح پایینی هستند که به هر قیمتی می‌خواهند مخاطب را بخنداند و در حال حاضر شاید زیاد وجود داشته باشند.

وقتی متن امیرعلی نبویان را خواندم دیدم در آن هم دغدغه‌های جدی اجتماعی مطرح است و هم بیان و طنز خیلی خوبی دارد. در طی کار هم سعی کردم این ویژگی‌های مثبت را تقویت کنم. می‌خواستیم در کنار جذابیت و شیرینی نمایش، تلنگری هم به مخاطب بزنیم و او را به فکر وا داریم. در بازخوردهایی هم که تا به حال از تماشاگران گرفتیم، فکر کنم در این زمینه موفق بودیم. این نمایش یک کمدی تلخ و یک کمدی تفکر برانگیز است که این ویژگی را سعی کردیم هم در متن داشته باشیم، هم در بازیگری و هم در کارگردانی. ما در «ناگهان پیت حلبی» تلاش کردیم با کمترین اشتباه کمدی کار کنیم. خواستیم این تلقی را عوض کنیم و بگوییم کار کمدی هم می‌تواند ارزشمند باشد.

نمایش «ناگهان پیت حلبی» فرمی اپیزودیک و شهر‌قصه‌وار دارد. در لا‌به‌لای این قصه‌ها ما با تصویر تلخی از جامعه امروز تهران و پدیده معاصر شدن مواجه می‌شویم. آیا واقعا تصویری که از جامعه معاصر می‌بینید تا این حد تلخ است؟

در نمایش همه چیز غلو شده است و اصلاً جذابیت‌اش هم در همین نکته است. تمام مقوله‌های بزرگ بشری مانند مرگ، عشق و... در اوج خود نمایش داده می‌شوند. این اغراق در کار کمدی بیشتر می‌شود. این مسئله را به خوبی در کاریکاتور می‌توان دید. همه چیز غلو می‌شود و روی بعضی چیزها به طرز اغراق‌آمیزی تاکید می‌شود.

نگاه ما هم در این نمایش تلخ نیست. هما‌ن‌طور که نمایش را با امید به پایان می‌رسانیم و امیر کبیر در جمله‌های پایانی‌اش خطلب به تهران  می‌گوید «ای شهر غریب باش تا برگردم.» این نمایش سعی در کمک کردن دارد. همان‌طور که امیر کبیر با وجود غربتی که با این فضای معاصر حس می‌کند، سعی در کمک کردن همه افرادی دارد که در این مسیر می‌بیند. مثل جوان‌های پارک یا باربد. در جامعه امروز هم افراد بسیار زیادی هستند که مانند امیرکبیر، قهرمانانه با عادات ناصحیح جامعه مبارزه می‌کنند، با این حال نمی‌توانیم زشتی‌های موجود را هم نادیده بگیریم.

امیرکبیر در نمایش «ناگهان پیت حلبی» به تهران امروز سفر می‌کند

اما ممکن است این دیدگاه به مخاطب القا شود که نمایش با نو شدن مخالف است. یا همان نگاه نوستالژیک رایج را به گذشته دارد.

من به هیچ وجه مشکلی با نو شدن ندارم. خود میرزا تقی خان امیرکبیر که شخصیت اصلی این نمایش است، از بزرگان پیشروی مدرنیسم بود. امیرکبیر کسی بود که با دارالفنون، اولین پایه‌های شکل‌گیری دانشگاه را در ایران بنا گذاشت و در واقع سبب شروع همین جریان معاصرسازی شد.

در این نمایش هم مشکل و انتقاد ما نو شدن نیست، بلکه شیوه نو شدن است. نو شدن لازمه هر جامعه و هر طبیعتی است، اما اتفاقی که الان در جامعه امروز ما می‌افتد با نو شدن فاصله دارد و به گاهی اوقات به ابتذال نزدیک می‌شود.

در نمایش از راوی استفاده می‌کنید. این مسئله در متن بود یا در زمان اجرا آن را اضافه کردید؟

می‌خواستیم در کنار جذابیت و شیرینی نمایش، تلنگری هم به مخاطب بزنیم و او را به فکر وا داریم. در بازخوردهایی هم که تا به حال از تماشاگران گرفتیم، فکر می‌کنم در این زمینه موفق بوده‌ایم.
 

سیستم نگارش متن مبتنی بر نمایش‌های آیینی است. من تخصصی در کار آیینی نداشتم، اما نمی‌خواستم در فرم همیشگی آن کار کنم. می‌خواستم از نمایش آیینی عبور کنم و به فرم جدیدی برسم. نمایشی که در عین داشتن عناصر آیینی برای مخاطب امروزی ملموس است. راوی هم یک راوی امروزی است که مانند دختران امروزی لباس می‌پوشد و حرف می‌زند و رفتار می‌کند. با این حال نفس وجود راوی از نمایش‌های آیینی گرفته شده و اتفاقی بود که در متن شاهدش بودیم و در اجرا رویش بیشتر تاکید کردیم.

 

برای اولین بار در سالن فوقانی تالار مولوی نمایش را به روی صحنه بردید. چه شد که این سالن را انتخاب کردید؟

از طرف امیر حسین حریری، مدیر تالار مولوی، پیشنهادی به ما برای اجرا در این سالن شد. این سالن در واقع سالن سمینار مانندی است که باید آن را برای تئاتر آماده می‌کردیم. صندلی‌های تالار مولوی را آوردیم بالا و سعی کردیم امکانات صوتی و نوری را فراهم کنیم. انتظار نداشتیم در یک جای غریب با این حجم از استقبال مواجه شویم، اما با وجود این‌که اولین نمایش اجرا شده در این سالن بودیم، با استقبال خوبی مواجه شدیم و هر شب با صندلی‌های پر رفتیم.

امکانات سالن برای اجرای تئاتر کم نبود؟ این مسائل را چگونه حل کردید؟

باید باور کنیم که تئاتر ما همیشه فقیر بوده است. من خودم تهیه کننده این نمایش هستم و همه هزینه‌ها را باید از گیشه تامین کنم. تمام سعی‌ام را کردم تا کار ناقص نباشد و از چیزی کم نگذاریم. با این حال تلاش کردیم نمایشی مینی‌مالیستی را در طراحی صحنه و متن به صحنه ببریم و با بازی‌ها فضا را بسازیم. اعتقاد من این است که بازیگری می‌تواند فضا را بهتر از دکور و صحنه بسازد. به هر حال محدودیت‌ها همیشه خلاقیت را هم در پی خود می‌آورند. ما هم سعی کردیم از این خلاقیت در نورپردازی و کمبودهای دیگر سالن استفاده کنیم و راه‌حل دیگری بیاندیشیم.

صحنه‌ای از نمایش «ناگهان پیت حلبی»

شاید بتوان گفت قسمت آواز خواندن امیرکبیر در نمایش از بقیه قسمت‌ها موفق‌تر است و با اقبال خیلی خوبی هم از سوی مخاطبان رو‌به‌رو می‌شود. با این‌حال بعد از تمام شدن این بخش، انگار ریتم نمایش کندتر می‌شود و از آن فضا فاصله می‌گیرد. این تغییر در لحن و ریتم از قصد بود؟

هر صحنه‌ای در نمایش پتانسیل و ظرفیت خاص خود را دارد. شاید در اجراهای ابتدایی در یکدست بودن ریتم مشکل داشتیم، اما الان از نظرم بسیار یکدست‌تر و منسجم‌تر شدیم و این مسئله دیگر حس نمی‌شود.

با این حال بخشی از این مسئله هم به ذات صحنه‌ها برمی‌گردد. اصولاً موقعیت آواز خواندن موقعیت جذابی است، چه برسد که خواننده آن امیرکبیر باشد. تئاتر هنری زنده و پویا‌ست. برای خود من واکنش تماشاگران در این مدت بسیار جالب بوده است. تماشاگران با هم می‌خندند و با هم در جاهایی که تحت تاثیر قرار می‌گیرند، سکوت می‌کنند. این هماهنگی برای خود من بسیار جذاب است. خوشبختانه بازیگران هم نشان دادند که می‌توانند این طور مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهند و می‌دانند تا کجا باید پیش بروند و کجا باید توقف کنند.

صحنه‌ای از آواز خواندن میرزا خان امیرکبیر در نمایش «ناگهان پیت حلبی»

بازیگران‌تان گروهی حرفه‌ای به نظر می‌رسند که مخصوصاً صداهایی آماده و مناسب دارند. از تمرین‌ها و مخصوصا تمرین‌های آوایی و گفتاری بگویید که برای این نمایش در نظر گرفته بودید.

بازیگران من همه بازیگرانی خوب و حرفه‌ای هستند که از گام اول با تلاش و صبر و ممارست با هم پیش آمدیم. این نمایش با وجود متن آهنگین و خاص‌اش تمرین‌های خاصی را هم می‌طلبید که بازیگران بتوانند آن‌چه را که در متن می‌گذرد به خوبی بیان کنند. متن نمایش نکاتی بسیار ریز و جزئی دارد و مخاطب در لایه‌های متفاوتی از متن می‌تواند با آن درگیر شود. به خاطر وجود همین لایه‌های متفاوت و جزییات بسیار متن، بازی بازیگران و نحوه بیان و لحن آن‌ها از اهمیت بالایی برخوردار بود که سعی کردیم روی آن بیشتر کار کنیم.

با توجه به زمان کوتاه مدت اجرا، ممکن است در فرصت دیگری باز هم این نمایش را به صحنه ببرید؟

بله بسیار پیگیر این مسئله هستیم که در بهار سال آینده باز هم با این نمایش به صحنه برگردیم. این نمایش حرفی را دارد می‌زند که به گفته بسیاری از بزرگواران و اساتیدی که در این مدت به تماشای کار ما نشستند، بسیار به موقع و به روز است. نمایشی که در کنار پرداختن به دغدغه‌های اجتماعی مخاطب را هم می‌خنداند. امیدواریم در سال آینده باز هم فرصتی برای اجرای «ناگهان پیت حلبی» پیش بیاید.

 

از سایت ایران تئاتر :

http://www.theater.ir/fa/conversation.php?id=44587 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت 15:26 توسط کورش سلیمانی |

 

پشت صحنه و گفتگوی برخی عوامل نمایش " ناگهان پیت حلبی" با برنامه ی سفید؛ برای دیدن این برنامه به نشانی زیر مراجعه کنید:

http://www.aparat.com/v/Irwux 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:39 توسط کورش سلیمانی |

سلام دوستان عزیز؛

به اطلاع می رسانم که به امید خدا از امروز تا دوشنبه ششم بهمن ماه، اجرای ما در سالن باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران( طبقه ی فوقانی تالار مولوی) ادامه خواهد داشت ... سعی ما بر این است که با توجه به استقبال خوب و شیرینِ تماشاگران که از همان اجرایِ نخست به وقوع پیوست و همچنان ادامه دارد، هفته یِ آخر را دو اجرا در روز (یکی در ساعت پنج و یکی در ساعت هفت غروب) داشته باشیم که در این صورت اعلام خواهیم کرد ...

ممنون از شما که آمدید و با حضورتان و نقدتان و نظرتان و تشویق تان حمایت مان کردید، ممنون از شما که به تماشای نمایش ما خواهید آمد ... و ممنون از شما که نتوانستید بیایید، گرفتار بودید، کار داشتید، دور بودید؛ اما به هر شکلی در کنارمان بودید و حضورتان حس شد ...


 

نمایش «ناگهان پیت حلبی» تا ششم بهمن تمدید شد
به دلیل استقبال تماشاگران؛
نمایش «ناگهان پیت حلبی» تا ششم بهمن تمدید شد
 
عوامل اجرایی نمایش «ناگهان پیت حلبی» اجرای روز گذشته خود را به یاد و خاطره زنده یاد حمید سمندریان تقدیم کردند.

نمایش «ناگهان پیت حلبی» نوشته امیرعلی نبویان و با کارگردانی کوروش سلیمانی به دلیل استقبال تماشاگران تا ششم بهمن ماه تمدید شد.

به گزارش ایلنا، نمایش «ناگهان پیت حلبی» که از 10 دی ماه در سالن اصلی باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران (طبقه‌ی فوقانی تالار مولوی) روی صحنه رفته است به دلیل استقبال تماشاگران تا ششم بهمن ماه تمدید شد.

در توضیح روایت این نمایش آمده است: امیرکبیر در دنیای امروز به دنبال کار وارد شهری می‌شود و در این جستجو با شخصیت‌‌هایی برخورد می‌کند و ماجراهایی برایش به وجود می‌آید. در طی جستجویی که امیرکبیر برای کار می‌کند ما با شرایط و معضلات اجتماعی کنونی با زبانی آهنگین و ریتمیک مواجه می‌شویم.

عوامل اجرایی نمایش «ناگهان پیت حلبی» اجرای روز گذشته خود را به یاد و خاطره زنده یاد حمید سمندریان تقدیم کردند.

مسیح کاظمی، وحید آقاپور, محمد طیب طاهر، علی عامل هاشمی، ارسطو خوش رزم و سینا کرمی در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

این نمایش پیش از این نیز به دلیل استقبال تماشاگران پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها به صورت دو اجرایی در سئانس‌های 17 و 19 روی صحنه رفت که احتمالا و طبق اخباری که به زودی منتشر می‌شود طی روزهای تمدید شده نیز به همین ترتیب با دو اجرا میزبان تماشاگران خواهد بود.

از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به آریان رضایی (دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز)، امین اولیا (دستیار دوم کارگردان)، سینا ییلاق‌بیگی (طراح صحنه)، مژگان عیوضی (طراح لباس)، رضا حیدری (طراح نور)، سمیه فراهانی (طراحی و ساخت ماسک)، سینا افشار (طراحی پوستر و بروشور)، تومیک تاروردیان (آهنگساز) و پریناز آل آقا (عکاس) اشاره کرد.

نمایش «ناگهان پیت حلبی» تا ششم بهمن ماه به مدت 55 دقیقه در سالن اصلی باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران (طبقه‌ی فوقانی تالار مولوی) روی صحنه می‌رود.

 

http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=244314 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت 10:29 توسط کورش سلیمانی |

 

نمایش ناگهان پیت حلبی پنجشنبه و جمعه ها دو اجرایی می شود ...

کمدی ناگهان پیت حلبی به نویسندگی امیرعلی نبویان و کارگردانی کورش سلیمانی که از دهم دی ماه در سالن اصلی باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران به روی صحنه رفته است به علت استقبال مخاطبان از این پس پنجشنبه و جمعه ها دو اجرایی می شود و سانس های 17 و 19 اجرا خواهد شد که علاقه مندان به تهیه بلیت های این نمایش می توانند به سایت تیوال مراجعه نمایند. همچنین جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09354859613 تماس بگیرند.

در این نمایش بازیگرانی چون مسیح کاظمی، وحید آقاپور، محمد طیب طاهر، علی عامل هاشمی، ارسطو خوش رزم و سینا کرمی به ایفای نقش می پردازند. 

گفتنی است ناگهان پیت حلبی تا کنون میزبان هنرمندانی چون شبنم مقدمی، علیرضا آرا، نیما رییسی، مریم معینی، مجید آقا کریمی، داریوش مودبیان، بهرام ریحانی، دکتر مهدی سلطانی، ناصح کامگاری، شهرام کرمی، رحمت امینی، شمسی صادقی، عبدالحی شماسی، رویا بختیاری، محمد وفائی، رهبر قنبری، بهروز خوش رزم، محمد حمزه ای، هادی حجازی فر، کامیاب امین عشایری، محمد رضا نجفی،منصور ضابطیان، محمد صوفی ،آناهیتا همتی ، اشکان مزیدی ، شاهین شرافتی و...

این نمایش هر شب به جز شنبه د سالن اصلی باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران (طبقه ی فوقانی تالار مولوی ) به روی صحنه می رود.

سایر عوامل و طراحان نمایش عبارت اند از: سینا ییلاق بیگی ( طراح صحنه ) مژگان عیوضی ( طراح لباس) رضا حیدری ( طراح نور) سمیه فراهانی ( طراح ماسک ) سینا افشار ( طراح پوستر و بروشور ) تومیک تاروردیانس ( آهنگ ساز) پریناز آل آقا ( عکاس ) آریان رضائی (دستیار اول کارگردان وبرنامه ریز_ مسئول روابط عمومی ) امین اولیا ( دستیار دوم کارگردان )علیرضا فاطمی ( دستیار سوم کارگردان) تبلیغات مجازی ( گروه جارچی) 

برای تهیه ی بلیت علاوه بر مراجعه ی مستقیم به تالار، به این نشانی هم می توانید مراجعه کنید:

http://www.tiwall.com/store/nagahanpithalabi 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ساعت 14:21 توسط کورش سلیمانی |

 

یادداشت دوست نازنین و هنرمند ارجمند تئاتر " کورش نریمانی" بر نمایش" ناگهان پیت حلبی" :


 

 

نمایش ( ناگهان پیت حلبی ) ، یک کمدی جذاب ، ساده ، بی تکلف و در عین حال موزون و به قاعده است . کلام آهنگین نمایشنامه - که ناخودآگاه حال و هوای شهر قصه ی بیژن مفید را در ذهن زنده می کند - و نگاه منتقدانه ی اجتماعی نویسنده اش ( امیرعلی نبویان )که به روز و ملموس و مسئولانه است ، در کنار کارگردانی به قاعده و به جای ( کورش سلیمانی ) و گروه بازیگران همگن و همراهش ، از ( ناگهان پیت حلبی ) نمایشی ساخته که همه چیزش سر جای خودش و درست به کار گرفته شده اند . 
آنها که با نمایش های کمدی - از هر گونه اش - سر و کار دارند ، درک می کنند که حفظ ریتم و نظام رفتاری و گفتاری بازیگران و رعایت درست سکوت و سکون در دل یک ماجرای خنده دار که به خودی خود سکوت و سکون را نمی پذیرد ، تا چه میزان مهارت و ممارست و خویشتنداری می طلبد . 
کارگردان با به کارگیری درست و به جای ابزارهای کار خود ، نشان می دهد که علاوه بر اینکه گروهی یکدست را روی صحنه رهبری کرده ، از کار و شیوه و سبک و سیاق نمایش خود آنقدر آگاهی دارد که بداند در هر سالن و هر شرایطی اجرا برود ، چه چیزی را می خواهد و چه چیزی دست و پایش را خواهد بست . پس به درستی از بسیاری حشو و زواید کار دل می کند و بر مبلغ کارش می افزاید .
ناگهان پیت حلبی ، به نظرم کار ارزشمندی است . کاری که در یک فضای نیمه مهجور و غیر تئاتری ، نظر تماشاگرش را از هر قشری به خود جلب می کند و حرفش را بی پیرایه می زند و در چهارچوب و اندازه ی خود باقی می ماند و بی جهت به هر دست آویز چشم پر کنی چنگ نمی زند تا به شکلی آماتوری نداشته هایش را بپوشاند . از این روست که علی رغم گمنامی یک سالن نمایشی ، اجرای این نمایش همراهی قابل قبول و خوب تماشاگر را هم به دنبال دارد . و این اتفاق خوبی است . بسیار خوب .

 

یادداشت کورش علیانی عزیز درباره ی نمایش" ناگهان پیت حلبی" :


 

                                                         ناگهان پیت حلبی                                                                                                                             

 


۱. به چه کسانی توصیه نمی‌کنم این نمایش را ببینند؟
اگر دنبال دیدن یک نمایش فاخر هستید نروید به دیدن «ناگهان پیت حلبی». این نمایش اصلا فاخر نیست. حتا مکان نمایش هم فاخر نیست. تا به حال چند سالن نمایش دیده‌اید که سن هم‌سطح زمین و زیر پای تماشاگران باشد؟ و فقط مکان نمایش نیست. شما بگویید، یک نمایش موزیکال که در بسیاری قسمت‌هایش بحر طویل است، می‌تواند فاخر باشد؟ قطعا نمی‌تواند. پس اگر فاخردانتان خالی شده، دور ناگهان پیت حلبی را خط بکشید.
اگر دنبال دیدن نمایشی هستید که پز دیدنش را به دیگران بدهید، به دیدن «ناگهان پیت حلبی» نروید. پز نمایشی را می‌شود داد که نویسنده‌اش شیکسپیری چخوفی برشتی کسی باشد. پز نمایشی را می‌شود داد که تویش یک عالم آدم معروف ردیف کرده باشند. «ناگهان پیت حلبی» حتی اسم پز دادنی‌ای ندارد. آدم بگوید «رفته بودم پیت حلبی ببینم»؟
اگر دنبال این هستید که بعد از دیدن نمایش نقدی بنویسید که فوکویی شروع شود و دلوزی تمام شود و آن وسطش هم البته یک نگاه دنبه‌دار فرویدی-لکانی داشته باشد، شرمنده. «ناگهان پیت حلبی» از این چیزها برنمی‌دارد. نه واقعا. برنمی‌دارد.

۲. متن نمایش چه طوری است؟
متن نمایش را امیر علی نبویان نوشته است. متن هم در مضمون و هم در سبک و هم در خط داستانی مانند شهر قصه است. شهری پر از خرده‌کلاش‌ها و واداده‌ها که یک «دیگر» واردش می‌شود و در روایتی آهنگین ناسازگاری‌هایش را با این شهر می‌بینیم و در نهایت نقدی است به سیر سریع و شاید ترسناک تحولاتی که به سوی ناکجا می‌روند؛ چیزی شبیه نقد تجدد یا نقد احوالات اجتماعی معاصر. اما اگر گمان می‌کنید الان می‌توانید حدس بزنید توی نمایش چه خبر است، اشتباه می‌کنید. نمایش در عین این شباهت‌ها به شهر قصه، نمایشی کاملا مستقل و روی پای خود و وابسته به فضا و زمان و زبان امروز است.
متن نمایش بسیار ریزبافت است. یک نمایش پنجاه دقیقه‌ای را تصور کنید که تویش غزل حافظ می‌خوانند و شعرهای شاملویی می‌خوانند و دیالوگ‌های علی حاتمی‌وار هست و لاتی حرف زدن معتادان هست و ترانه‌ی رپ هست و حرف‌های کف بازاری کلاش‌ها و ادای محاوره‌ی خواننده‌ها و کلی چیز دیگر اما این چهل‌تکه‌ی زبانی را چنان ظریف دوخته‌اند که کنار هم نشستن این‌ها اصلا توی ذوق نمی‌زند. از این نظر (زبان چهل‌تکه) می‌توانید زبان متن را با زبان شیکسپیر مقایسه کنید. شیکسپیر هم اهل خلوص زبانی نبود و نمایش‌هایش را با زبان چهل‌تکه می‌نوشت. و به قول قدیمی‌ها متن نمایش سهل و ممتنع است. اگر تجربه‌ی نوشتن نداشته باشی گمان می‌کنی یک متن با خط روایی یک بعدی و بدون فلاش‌بک و فلاش‌فوروارد و درهم‌آمیختن خط زمانی است و زبانش هم که مسجع و ریتمیک یا همان بحر طویل است، پس لابد آسان است. اما اگر قبلا نوشته باشی یا تلاش کنی شبیهش را بنویسی آن وقت کم‌کم متوجه تک‌تک ظرافت‌های توی دیالوگ‌ها می‌شوی.
متن بدون این که هیچ ادای آوانگارد و تحقیر مخاطبی را در خود ذخیره کرده باشد، پر از ارجاع‌های ظریف فرامتنی است. چرا می‌گویم ظریف؟ چون اگر این ارجاع‌های فرامتنی را در نیابید از قسمتی از لذت متن مخروم می‌شوید اما متن برایتان مبهم نمی‌ماند و به قول معروف دست خالی برتان نمی‌گرداند.

۳. طراحی دکور، لباس، موسیقی و...
وقتی به چند چهارپایه و میز و نیم‌کت و یک قاب خالی و یک میکروفون که کل دکور است نگاه می‌کنید با خودتان می‌گویید «همین؟ همه‌ش همین؟» اما بعد می‌بینید که جا به جا کردن همین چهار تکه تیر و تخته چه طور واقعا فضا را برای هر پرده عوض می‌کند و حیرت می‌کنید. همین نمایشی که گمان می‌کنید دکور ساده‌ای دارد، برای این که به یک نقش کمک کند، یک نفر طراح و سازنده‌ی ماسک برایش یک ماسک ساخته است. یک ماسک و فقط برای یک نقش در یک پرده. وقتی به این ماجرا دقت کنید متوجه می‌شوید که «آها. بلد اند کارهای خاص هم بکنند، اما فقط وقتی این کار را می‌کنند که لازم باشد، نه وقتی که بخواهند تفاوت را توی چشم تماشاگرانشان فرو کنند».
لباس‌ها کارکرد نمادین دارند، اما تخیلی نیستند. هزینه‌بر نیستند. و از همه مهم‌تر، آزاردهنده نیستند. طراح لباس خوب می‌دانسته که لباس باید یار نمایش باشد نه بار نمایش و چنین نیز کرده است.
دو نوازنده‌ی نمایش قطعا اعجوبه‌ی موسیقی نیستند، اما بنا هم نیست اعجوبه باشند. بنا است بتوانند موسیقی‌های مختلف سنتی و پاپ و ایرانی و خارجی را چنان بنوازند که ما و متن و گاه خاطره‌هامان را با هم همراه کنند، که می‌کنند.

۴. بازی‌ها چه طور بود؟
به طور خاص بازی خانم کاظمی در سه نقش راوی و لیلی و منشی با شادی و انرژی وصف‌ناپذیر و در عین حال پختگی قابل توجهش نخ تسبیح نمایش بود. و بعد باقی بازی‌گران که هر کدام خوب طعم نقش خودش را گرفته بود، از معتادی که بیماری‌ای مگو داشت و گاه درد مچاله‌اش می‌کرد بگیر تا پزشک شیاد و خواننده‌ی خالتور و محمدتقی خان که گاه با نگاه چند ثانیه‌ایش متن را از چند دیالوگ طولانی بی‌نیاز می‌کرد.

۵. آدم‌ها چه طور بودند؟
کورش سلیمانی نازنین را که از پیش خوب می‌شناختم. کورش اگر دو خصوصیت داشته باشد، اولینش صمیمیت است و دومینش دوری از ادا. گمان کنم اصلا ادا در آوردن بلد نیست. این طور بود که بر خلاف خیلی از نمایش‌های دیگر شما با صدای ضبط شده روبه‌رو نمی‌شدید، با انسان سر و کار داشتید، حتا وقتی با لبخند و مهربانی ازتان می‌خواستند تلفن‌های همراهتان را خاموش یا ساکت کنید. وقتی خوش‌آمد می‌گفتند و وقتی بروشور به دستتان می‌دادند و وقتی در آخر نمایش ازتان تشکر می‌کردند و می‌گفتند اگر صلاح دانستید نمایش را به دیگران نیز معرفی کنید، شما با جایاه رسمی و اخم و تخم و ادا و اطوار رو به رو نبودید، با انسان‌های مهربان و خندان و صمیمی رو به رو بودید.

۶.از من می‌شنوید؟
یک شب قبل از ساعت ۱۹:۰۰ بروید خیابان شانزده آذر، باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران، و ۵۰ دقیقه وقت بگذارید و «ناگهان پیت حلبی» را ببینید. ناگهان پیت حلبی یک چیز دارد که خیلی از نمایش‌ها ندارند. ناگهان پیت حلبی نه در پی آوانگارد بودن و آوانگارد شدن از مردم دور افتاده است و نه در پی جلب مردم به این بلاهت درافتاده که کل دیالوگ‌هایش به لباس زیر و محتویاتش گره خورده باشد. وقت دیدن «ناگهان پیت حلبی» یک نمایش موزیکال کمدی می‌بینید، اما احساس بلاهت و دهن‌دریدگی نمی‌کنید. به جایش احساس می‌کنید دارید یک نمایش مردمی را می‌بینید. نمایشی که مردم می‌بینندش، می‌فهمندش، و دوستش می‌دارند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ساعت 9:0 توسط کورش سلیمانی |

 

گزارشی از نمایش "ناگهان پیت حلبی" همراه با صحنه هایی از اجرا و گفتگو با عوامل نمایش ... امشب از شبکه ی آموزش، برنامه ی محترم "سفید"، ساعت 23.10 ...

 

عکس مربوط به روزی ست که دوستان رادیو هفت به دیدن نمایش ما آمدند ... 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ساعت 15:10 توسط کورش سلیمانی |

مطالب قدیمی‌تر